حاج ملا هادي السبزواري

46

شرح المنظومة

علوم طبيعي مصروف شناخت جزئي از ماهيات پديده‌هاى عيني وملموس مىشود . در نتيجة ، علم طبيعي موضوعا از علم حكمت خارج است وبه اصطلاح منطقيين موضوع منتفى به انتفاء سالبه است . در حقيقت ، طبيعيات مهمان ناخوانده‌اى است كه حضور طولانى ونابجاى أو در فلسفه ، افهام متوسط را به اشتباه انداخته وأو را با صاحب خانه يكى پنداشته‌اند وتمام اشتباهات ناشى از اين خلط علمي وتاريخي است . از سوى ديگر ، در مباحث فلسفه ، مطالبى وجود دارد كه نقطه تلاقى علم طبيعي وفلسفه به شمار مىرود مانند : تعريف مادة وجسم ومباحث جواهر واعراض ويا رابطه نفس وبدن وأمثالهم . حكيم ناچار است متعرّض برخى از مباحث طبيعي بشود كه اين مسئله ، يعنى روابط علوم با يكديگر امرى معمول وشايع است . طبيعي است كه أصول موضوعه هر علمي در علم ديگر به كار گرفته مىشود . از آن جا كه دايرهء علوم در گذشته‌هاى دور بسيار محدود بود ، حكما مبادرت به يادگيرى وآموزش آنها مىنمودند . سنت جارى حسنه در شيوه تعليم وتعلم ، ذو فنون بودن علماى بزرگ بود واين امر ، بسيار عادى تلقى مىشد . به همين دليل است كه حكماى گران قدر ما حتى در دوران معاصر ، ذو الفنون بودند وداراى ابتكارات وكشفيات خاصي در بسيارى علوم از جمله علوم تجربى بودند . عالمان وحكيمانى چون : جابر بن حيان ، فارابى ، ابن سينا ، خواجة نصير ، بيرونى ، ابن هيثم ، ثابت بن قره ، محمد بن زكرياى رازي وغيره كه جملگى در كليه علوم عصر خويش مانند : فقه ، أدبيات ، حديث ، رياضى ، تفسير ، پزشكى ، فلسفه ، اخلاق ، هيئت ونجوم ، كيميا ، موسيقى وفرهنگ شناسى وتاريخ وقس على هذا حرف أول را مىزدند . وتاريخ نگاران مسلمان علوم اسلامى « 50 » وأخيرا مستشرقين در كتب ومنابع تاريخ